حمد الله مستوفى قزوينى

مقدمهء مصحح 15

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

( مراتب و انواع سه‌گانه ) . - مقالهء دوم - در ذكر انسان ( در چهار نظر و سه صفت ) . - مقالهء سوم - در صفت بلدان و ولايات و بقاع ( در چهار قسم و يك مطلع و يك مقصد ، در بيست باب و يك مخلص در پنج فصل ) و بالأخره . . . خاتمه - در ذكر عجايبى كه در ساير ولايات ربع مسكون است در برّ و بحر بيرون از آنچه در ايران زمين است و ذكرش از پيش رفت . حمد اللّه مستوفى در مقدّمهء كتاب نزهت القلوب توجيه تأليف و نحوهء كار و منابع و مآخذ خود در تصنيف اين كتاب را بدين‌سان بيان داشته است : « امّا بعد ، مسوّد اوراق اين اطباق و مزيّن ظروف اين حروف ، اضعف عباد اللّه و احوجهم إلى رحمة اللّه ، حمد اللّه بن ابى بكر بن حمد مستوفى القزوينى . . . به حكم آن‌كه : فرزند همان كند به‌هرحال * كز مادر خويش و از پدر ديد از عنفوان شباب سياب « 1 » ، نواير اشتعال را بر متابعت كار آبا و اجداد ، يعنى شيوهء عمل‌پيشگى اشتغال مىداشت و همگى قصد و نيّت از سر صفا و طويّت ملازمت جناب اعظم امراء و أكابر وزراء مىگماشت . . . چندگاهى نيز بر عزيمت طواف اقطار و اكناف امصار . . . باظهار رسانيده و در اطراف بلاد ، فارغ از طراف و تلاد مىگشت . زمانى با دل خستهء شكستهء بسته تورّع و انقسام خود را به عسى و لعلّ متسلّى مىگردانيد ، زمانى بساط انبساط نشاط به حصول مطلوب و مقصود در عرصهء شادمانى مىگسترد ، به تخصيص در خطّهء تبريز و بغداد و اصفهان و شيراز ، حماها اللّه تعالى ، . . . گاه زليخاوار . . . ؛ گاه بر قلل و شوامخ طور مقاصد و زمانى به تجلّى كشف رموز مسايل سبيل يد بيضاى موسوى در برهان امور دنيوى مىنمود ؛ گاه بر دل طلّاب معانى به بيان حلّ مشكلات جامع اصول . . . زمانى بحث علم و درس تنزيل * كه باشد نفس انسان را كمالى زمانى نرد و شطرنج و حكايات * كه خاطر را بود دفعِ ملالى تا نسخهء صور الأقاليم به تأليف أبى زيد ، احمد بن سهل بلخى و كتاب التّبيان به تأليف احمد بن عبد اللّه و مسالك الممالك به تأليف ابى القاسم عبد اللّه بن خردادبه خراسانى و جهان‌نامه به تأليف . . . « 2 » در نظر آمد . هريك را به صورتى هرچه زيباتر و معنى هرچه رعناتر آراسته و پيراسته يافت . . . ؛ امّا چون به عربى ساخته‌اند ، اهل عجم را از آن زيادت حظّى نبود

--> ( 1 ) . « ه » : شاب ؛ « خ » : مستاب ( ؟ ) . ( 2 ) . در اصل جاى نام مؤلّف خالى است .